اولین ستاره شب درخشید.
چرا همه اومدن تو نیومدی؟ فکر میکنی کسی جاتو گرفته؟
اگه می بینی تو زندگیم پای یه عشق باز شده به برکت وجود تو..
تو بودی که با حرفات؛ با اون رفتنو دیر به دیر اومدنات منو عاشقش کردی.یادته؟
هر وقت می یومدی میگفتی بازم که تنهایی؛بازم که مرواریدات روون شدن...
یادته میگفتی این بار که بیام دوست دارم تو رو اینجور تنها نبینم!!
یادته میگفتی اگه عاشق بشی منو بیشتر می فهمی؟
من ازت پرسیدم پس تو چرا تنهایی؟میگفتی عاشق که تنها نیست؛
اما عاشق هیچ وقت دوتا نمیشه؛اون تو وجود عشقش حل میشه.
اگه تو یادت نیست من که خوب یادمه.....
یادته وقتی صدام میکردی بهم میگفتی فقط به چشمام نگاه کن و
هر بار می پرسیدم که که چرا جواب میدادی که:میخوام
نیمه ی گمشدت رو خودت از تو چشام بخونی؟یادته چقدر نگاه میکردم؛
یادته چقدر قربون صدقه ی برق چشمات میرفتم؟
تا آخر یه روز قلبم تپید!!
یادته هر بار میومدیو یه خبر ازش میدادی میگفتم مطئنی حالت خوبه؛
میگفتی از این بهتر نمیشم؟!
یادته میگفتی من وقتی خوشحالم که تبسم رو لبات پیدا میشه !
یادته خبر اومدنش رو که دادی از چشمای قشنگت بارونی بود که میومد؟
منه ساده رو بگو که فکر میکردم از شوقه!!نگو تو بغضت ترکیده بود؛
نگو یه کوچولو حسودیت شده بود! از اون موقع رفتی و هنوزم نیومدی.
شنیدم که میای ولی پیش من نمیای.!!
آخه مهربونم تو که میگفتی دیگه داری به من می بالی برای عشق پاکم!
اینا همه حرف بود؟
اگه اومدی نمی خوام با غصه باشی یا اینقدر گریه کرده باشی که
اون دوتا چشمای قشنگت کوچیک شده باشن..
تو که میدونی من نگرانتم؛
هم نگران تو؛
هم قصه ای که میخوام از چشمات بخونم.
منتظرت می مونم.
دوست دارم مثل همیشه با اون صدای قشنگت صدام کنی که بیا من اومدم؛
خبر دارم یه عالمه.!!
هنوز چشمام رو نبستم تا تو بیای؛تا وقتی هم که بیای نمی بندم .
آخه چشمام منتظر اون دو تا چشم قشنگن و قصه های خیالی اونا!
عشقم ماله تو؛ اگه پاکه مظهر تو....
ماه من سلام